[قسمت ۱: شایع]
شدم اهلِ نا اهلی، وقتیـ
به ارادهی بیظرفیتمـ
دودِ تو دست بچهها چسبید
دادمش تو یادمه، دیدم عه، دوس دارمش
دو زاریم همون جا افتاد
دیگه این صاحب هر چی پول خرد دارمه
فازشو داشتیم، بزرگ شدیم
اگه این گوهو هی بدیم تو، فوت کنیم
الکی الکی سیگاری شدم
من اصاً به این حرفها نمیخورد گروه خونیم
یه نخ شد دو نخ، دو نخ شد پاکت
شدم اون که سیگار همیشه لا انگشتهاش هَه
اَ صبح تو خیابونها وقت کشت تا شب
دید همه دوستهای ناباب دوستهاشن
همونجا تموم شد، دیگه هر چی روم نمیشد گم شد
هر چی بغض بود تو گلوی مامانـ
خش و خلت گلوم شد
شدم پاکار بیننهباباها
پاتوق میکردیم دَم کانالها، تهِ روچالها
غلافشون زیرِ سطل آشغالها
گُلو کشیدم و پام شد به نعشهبازها وا
ترک خوردم حاجی، گفتم اصاً مُردم حاجی
اَ فرداش هر چی گل کشیدمـ
ده برابرش تو دلم گل پلاسید
هر روز اخلاقم عنتر از قبل
مورچه داد میکشید، میرفتم عقب
لب و لوچه خشک و هی من کف دهنم
خودم فوتی و یه صف نعش بغلم
حالم خوب نبود، هیچی جز فیل گلهامون تو جوب نبود
هی دادم تو نگه داشتم، سوخت گلوم
چند ماه گذشت، تو تنم گوشت نموند
من مونده بودم و فسی
دیگه منو نمیشناخت تو خونه کسی
مامان دید هر روز چشام کاسه خونه، چزید
بابا فهمید، همه سرش شد موی سفید
[همخوان: محمد رضاییان]
تو دنیا گم شدم، اتاقم تاریکه
هی سرد و سردتر شدم
تنها تو کوچهها حالم خوب نیست
هی
[قسمت ۲: شایع]
سگ نگاه نمیکرد منو
یقه همه تیشرتهام سفیدک زد و
لنگ چس تومن بودم امّا
فقط شنیدم از رفیقام «نه» و
وام گرفتم به زور اَ یه جا
اونم باختم و شدم بدهکارتر و
خودم به گرههام یه گره باز زد و
بستم رو خودم تو اتاق درو
فقط مث مرد گریه میکردم
دیدم دنبالِ ادامه تو پیکها میگردم
تو اتاق خودم گم میشدم و
صبح رو تخت خودمو پیدا میکردم
هیچی معنی نداشت برام
امّا هنوز مامان غذا میذاشت برام
وقتی آبجی میومد میگفت: «داداش، سلام»؛
عشقم یه حال سرخ بود چشاش، تمام
چرا نمیکشتنم این زیادهرَویها؟ چرا نمیمُردم من؟
پیش هر دکتری بگی بردنم
امّا باز من یه جوری گوه زدم
یه مدت بودم روزامو با این
نسخههای روانی و قرصهای آبی
یه ذره خوش بودم دوباره گاهی
تا دوباره افتادم تو دوبارهکاری
ده برابر اَ قبل بدتر
به هر آت و آشغالی دستم دست زد
ضد افسردگی افسردهم کرد
فکرم اَ فکرم در رفت
لعنت به این الکل تلخ
تف به پودر سفید و سر گل سبز
میگن «همه چیو باید تجربه کنی»؛
همه چیو نباید تجربه کرد
[همخوان: محمد رضاییان]
تو دنیا گم شدم، اتاقم تاریکه
هی سرد و سردتر شدم
تنها تو کوچهها حالم خوب نیست
هی
نظرات